سفارش تبلیغ
صبا

یک نکته از این معنی...
 
پیوندهای روزانه

مهر خوبان دل و دین از همه بی پروا برد
رخ شطرنج نبرد آنچه رخ زیبا برد

تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت
از سمک تا به سماکش کشش لیلا برد

من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه
ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد

من خسی بی سرو پایم که به سیل افتادم
او که می رفت مرا هم به دل دریا برد

جام صهبا زکجا بود مگر دست که بود
که به یک جلوه دل و دین زهمه یکجا برد

خم ابروی تو بود و کف مینوی تو بود
که درین بزم بگردید و دل شیدا برد

خودت آموختی ام مهر و خودت سوختی ام
با برافروخته رویی که قرار از ما برد

همه یاران به سر راه تو بودیم ولی
غم روی تو مرا دید و ز من یغما برد

همه دلباخته بودیم و هراسان که غمت
همه را پشت سر انداخت مرا تنها برد

علامه طباطبایی رحمه الله علیه

[ دوشنبه 93/4/2 ] [ 7:34 صبح ] [ سیدناصر موسوی ] [ نظرات () ]

دیروز این وبلاگ یک ساله شد البته به حساب سال قمری. پارسال تولد حضرت زینب نوشتن این وبلاگ شروع شد.

به مناسبت تولد دیشب شیرینی گرفتم رفتم خونه اخوی. دیگه نتونستم چیزی بنویسم

بهترین جمله ای که در وصف و مدح حضرتش  شنیدم و یادم میاد (در میان جملات ادبی) این جمله است از حمیدرضا شکارسری:

تا ابد بزرگترین معمای تاریخ خواهد ماند 

اینکه تو باشی و 

سلسله جبال نور چارده قله داشته باشد.


[ شنبه 92/12/17 ] [ 7:57 صبح ] [ سیدناصر موسوی ] [ نظرات () ]

بحث زیادی داره و برای آسیب شناسی تمدن اسلامی مهمه که چه تعریفی داشته باشیم

تعرف مورد نظر من:

فرهنگ: جنبه معنوی زندگی بشر

          وجود خارجی ندارد

          مثال: علوم، اعتقادات, رسوم، عادات

تمدن: مظاهر مادی زندگی بشر

        وجود خارجی و مادی دارد

         مثال: معماریها، حکومتگران، دیوانها، دفاتر

توضیحش بمونه برای بعد.....


[ دوشنبه 92/12/12 ] [ 10:0 عصر ] [ سیدناصر موسوی ] [ نظرات () ]

لطفا مقایسه شود هم از جهت زاویه دید و هم از جهت نحوه مواجهه

آیت‌الله ناصر مکارم‌شیرازی فرمودند:

از زمان حضرت آدم تاکنون شیطان تا این اندازه ابزار متنوع نداشته است.... با وجود ابزارهایی مانند اینترنت، ماهواره و تلفن همراه تمام مفاسد دنیا را می‌توان در خانه جمع کرد، به طوری که در بیشتر مواقع از این ابزارها استفاده نادرستی صورت می‌گیرد البته آمار دقیقی در دسترس نیست.
 
آیت‌الله مکارم‌شیرازی با بیان اینکه امواج فساد در دو شاخه فساد عقیده و اخلاق عمل می‌کنند، گفت: باید در برابر این امواج بایستیم و هرگز مایوس نشویم زیرا فرهنگ اسلام قوی است و اگر در این اوضاع یک آتش را نیز خاموش کنیم مطلوب است ولی در این زمینه بسیار می‌توان کار کرد و کارهای فراوانی هم انجام شده است.
 
وی خاطرنشان کرد: کارهای فراوانی انجام شده و می‌توانیم بگوییم که امروز مسئولیت ما از هر زمانی بیشتر است، بنابراین باید از همه ابزارهای هنری، سایت‌ها، ماهواره‌ها و... استفاده کرد.

جناب پاپ هم فرمودند:

اینترنت یک هدیه الهی برای تسهیل ارتباط انسان‌هاست؛ اما هشدار می دهم این وسیله انسان‌ها را از ارتباط با دوستان و همسایگان دور می‌کند.

پاپ فرانسیس، رهبر مسیحیان جهان اعلام کرد: اینترنت یک هدیه الهی برای تسهیل ارتباط انسان‌هاست؛ اما هشدار می دهم این وسیله انسان‌ها را از ارتباط با دوستان و همسایگان دور می‌کند.

وی همچنین اعلام کرد این ابزار دیجیتالی موجب انزوای انسان ها شده است.


پ ن: مطالب آیت‌الله مکارم‌شیرازی در سخنرانی در دیدار رئیس سازمان تبلیغات اسلامی در جهت ارشاد ایشان به اقدامات آتی بوده و مطالب جناب پاپ در بیانیه رسمی بوده است

پ ن2: هر دو در یک روز بوده پنج شنبه 3 بهمن 1392

پ ن3: به نظر بنده هم وجه اشتراک مهم دارند و هم وجه امتیاز مهم

پ ن 4: تازگی ها دیدم آیت الله جوادی آملی حفظه الله نیز در کتابشون چنین فرمودن(حیات حقیقی انسان در قرآن - صفحه 74 و 75)

وسایل ارتباط جمعی و رسانه‏ های عمومی چه در بخش‏های محلی مانند صدا و سیما و چه در گستره جهانی همچون اینترنت، شمشیری کارآمد است که اگر به دست عالمانِ وارسته الهی و در خدمت اندیشه و اخلاق انسانی قرار گیرد، بی‏شک هر آفتی را از مسیر حیات متألّهانه انسان برمی‏دارد و جهان را با شیوه‏های علمی از سلطه جهانخواران و دشمنان انسانیت می‏رهاند و همین ابزار، اگر در انحصار دنیاپرستان و زراندوزان و غارت‏گران جهانی قرارگیرد، چنانچه حیات حقیقی انسان را از میان برندارد، در صدد حفظ آن هم نخواهد بود و در این صورت تضمینی بر بقای حیات انسان نیست.
در داستان «عمروبن معدی کرب» آمده است که شمشیری زبانزد به نام «صمصام» داشت و چون شهرت آن به گوش خلیفه عصر رسید، آن را از عمرو طلب کرد. اما پس از دریافت، در شمشیرِ پُر آوازه او ویژگی خاصی ندید؛ پس نامه‏ای به صاحب شمشیر نوشت و آن را فاقد برّندگی، هنر لازم و کارآیی بالا خواند. عمرو در پاسخ نوشت؛ آنچه برای شما فرستادم، تنها شمشیر بود؛ امّا بازوی کارآمدی که آن را به کار گیرد و هنرنمایی کند، پیش من است؛ نه با شمشیر.


[ جمعه 92/11/4 ] [ 12:50 عصر ] [ سیدناصر موسوی ] [ نظرات () ]

مدتی بود که به حواس‌پرتی، عصبی بودن، آرزوی تمرکز بیشتر و جمع کردن پراکندگی ذهن خودم فکر می کردم .  به کارهای مانده که بسیار به انجامش اشتیاق دارم ولی نمیتوانم انجام دهم. اصلا حس و حال برخی کارها بویژه نوشتن مقاله و مطالب علمی نبود.

امروز این مطلب را که خواندم یک ایده گرفتم احساس می کنم به دردم می خورد. تصمیم گرفتم دنبال کردن اخبار و سریالها را کنار بگذارم. وقتی از بیرون به وضعیت آشفته ذهنم می نگرم که مدتی است بوی یاس و افسردگی از موفقیت را هم می دهد، احساس می کنم با این راهکار تا حد زیادی قابل حل باشد. بویژه اینکه صاحب وبلاگ مذکور (یک پزشک ) نمونه یک تجربه موفق است.

تبصره : به قول آقای قرائتی مگر ماچقدر ماکارونی میخوریم که باید شبی نیم ساعت تبلیغ ماکارونی ببینیم.

پ ن 1: این نوشته فقط در مورد اخبار بود لااقل در مورد عنوان ، اما فکر می کنم تبلیغات و سریالها را هم شامل میشود.

پ ن 2 : برخی افراد کارشان با اخبار پیوند دارد آنها از این دایره بیرون اند گرچه برخی موارد هشدار دهنده را باید مراعات کنند.

پ ن 3 : هر کسی شرایطی دارد و ویژگیهای شخصی و خانوادگی و محیطی و شغلی خاصی دارد ولی این مطالب برای همه افراد خارج از ( پ ن 2 ) مفید ولازم است. هم برای خودشان و هم تربیت فرزندان.


[ شنبه 92/10/21 ] [ 3:44 عصر ] [ سیدناصر موسوی ] [ نظرات () ]

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد

فریبنده زاد و فریبا بمیرد


شب مرگ تنها نشیند به موجی 
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد


در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزل ها بمیرد


گروهی بر آنند کاین مرغ زیبا 
کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد


شب مرگ از بیم جان آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد


من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد


چو روزی ز آغوش دریا بر آمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد


تو دریای من بودی آغوش وا کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد

پ ن :  آواز قو علاوه بر واقعیت غمگین خود، یک اصطلاح و استعاره است برای کار آخر که مختصر و ویژه هم باشد. 

مثلا مسعودی (283-346هـ) از مورخان بزرگ قرن چهارم هجری چند تالیف دارد که کتاب التنبیه والاشراف او به «آواز قو»ی مسعودی شهرت یافته و جالب اینکه مستشرقان این لقب را داده اند.

غرض من اما خود آواز قو هست که در این شعر زیبا با غمگینی شیرینی بیان شده است.


[ یکشنبه 92/9/24 ] [ 4:20 عصر ] [ سیدناصر موسوی ] [ نظرات () ]

در آستانه تولد امام رضا علیه السلام مناسبت داره

 

ما را کبوترانه وفادار کرده است

 آزاد کرده است و گرفتار کرده است


بامتــ بـلـنـد باد که دلتنگیتـــ مرا

 از هر چه هست غیر تو بیزار کرده است


خوشبخت آن دلی که گناه نکرده را

در پیشگاه لطف تو اقرار کرده است


تنها گناه ما طمع بخشش تو بود                                

ما را کرامت تو گنه کار کرده است


چون سرو سرفرازم و نزد تو سر به زیر

 قربان آن گلی که مرا خوار کرده است

 

                                             فاضل نظری


[ چهارشنبه 92/6/20 ] [ 2:27 عصر ] [ سیدناصر موسوی ] [ نظرات () ]

تو یه وبلاگی دیدم فعلا می نویسم از دست نره تا بعد تحقیق کنم. عجب شخصیتی بوده این آیت الله بهجت رحمه الله علیه: 

{{{یکی از طلبه‌ها برای به اصطلاح چغلی نزد مرحوم بهجت می‌رود که آقا چه نشسته‌اید که اقبال عام به شریعتی- به جای رجوع به روحانیان- زیاد شده است. او جوابی تلگرافی می‌دهد که خواندنی است. آیت‌الله در بخش اوّل پاسخش می‌گوید :

«چه کنیم که فرق طلبه و غیرطلبه به لباس شده است؟!» یعنی کسی مانند شریعتی با صورت تراشیده و کراوات هم می‌تواند طلبه باشد و الزامی به داشتن لباس خاص نیست! حتّی میان طرفداران شریعتی چنین تعبیری برای وی نادر است. بعد کلامش را کامل می‌کند و می‌گوید «چنان که از اوّل نیز چنین بوده است. لذا آن شخص گفت: پیراهنی که خداوند به تن من کرده(خلافت) از تن بیرون نمی‌کنم(سخن عثمان) و با لباس مقام حضرت امیر را غصب کردند» بهجت به آن طلبه می‌گوید که به خودت نگاه نکن که چون ملبّسی پس خرت از پل گذشته است چون ممکن است کارت درست در جهت عکس باشد. (در محضر بهجت، م.رخشاد، ج3، ص 41)    


[ سه شنبه 92/4/4 ] [ 4:6 عصر ] [ سیدناصر موسوی ] [ نظرات () ]

آلوسی معروف از دانشمندان اهل سنت و صاحب تفسیر مشهور روح المعانی است. ایشان نوه ای دارد به نام ابوالثناء محمود شکری الآلوسی البغدادی که در سال 1317 ه ق قصیده ای نوشت در 25 بیت که به قصیده بغدادیه معروف است با این مطلع:

ایا علماء العصر یا من لهم خبر       بکل دقیق حار من دونه الفکر

وی در این قصیده ابتدا اصل وجود امام زمان و تولدشان را زیر سوال برده و سپس اشاره کرده که به فرض وجود فایده ای ندارد که امام باشد و در بین مردم نباشد و سپس برخی ادله را که در خصوص علت غیبت حضرت ذکر شده را آورده (مانند ترس از قتل توسط دشمنان، اینکه غیبت به امر خدابوده) و آن را ناکافی دانسته است ودر پایان تحدی مانندی دارد که ای علمای مسلمین جواب من را بدهید(خلاصه مضمون)

این قصیده در نجف به دست طلبه جوانی به شیخ محمحسین کاشف الغطاء و توسط او به دست استادش مرحوم محدث نوری می رسد. مرحوم محدث نوری علیرغم اینکه همه کارهایش را تعطیل کرده بود تا کتاب شریف مستدرک را تمام کند ولی با دیدن این قصیده مشغول نوشتن کتابی در رد این قصیده می شود با عنوان

کشف الاستار عن وجه الغائب عن الابصار

که در همان سال در تبریز چاپ می شود و سپس توسط مرحوم کاشف الغطاء در  242 بیت به نظم در می آید. جوابهای دیگری نیز در همان سال و سالهای بعد توسط دانشمندان شیعی با اشعاری در همان وزن و قافیه داده شده که مفصل است . مثلا سید محسن امین در 311 بیت، علامه بلاغی در 110 بیت، سید رضا هندی در 107 بیت و...

پ ن 1: بخشی از همایش امروز با عنوان ولادت حضرت مهدی (عج) و وپاسخگویی به شبهات که توسط استاد رضا مختاری ارائه شد.

پ ن 2: استاد مختاری از مرحوم آیت الله بهجت نقل کردند که ایشان فرمودند: زمانی دانشمندان اهل سنت در عراق یکی از علمای شیعه را به جلسه مناظره ای دعوت کردند. یکی از دانشمندان حاضر از اهل سنت جناب آلوسی صاحب تفسیر روح المعانی بود. در این جلسه به دانشمند شیعه (ظاهرا بزرگ خاندان مظفر) گفته شد که شما می پرسی یا ما بپرسیم. ایشان جواب می دهد که شما بپرسید. سپس یکی از علمای اهل سنت می پرسد که آیا اینکه رسول خدا در زمان بیماری آخر که منتهی به رحلتشان شد ابوبکر را به عنوان امام جماعت در نماز تعیین کردند دلیل بر امامت و خلافت خلیفه اول نیست؟ و بعد متذکر شدند که جواب را برمذهب خود نده که مورد قبول ما نیست . جواب باید قابل دفاع باشد و ما را قانع کند . سپس این دانشمند شیعی مثل اینکه روح القدس جواب را بر زبانش جاری کرده باشد فرمودند نه دلیل نمی شود چون ان الرجل لیهجر.


[ شنبه 92/4/1 ] [ 1:47 عصر ] [ سیدناصر موسوی ] [ نظرات () ]

در مجله علمی-پژوهشی تاریخ اسلام - دانشگاه باقرالعلوم ع  قم شماره 41و42 (بهار وتابستان 1389)

مقاله ای چاپ شده با عنوان:

ابولؤلؤ از حقیقت تا توهم مقاله ای جالب و محققانه از عباسعلی مشکاتی سبزواری پژوهشگر وکارشناس کلام اسلامی

خلاصه نتیجه این مقاله 28 صفحه ای این است:

1-ابولؤلؤ اهل نهاوند بوده و مسلمان بودنش معلوم نیست.

2- ابولؤلؤ قاتل خلیفه دوم بوده و انگیزه وی از قتل، ظاهراً عداوت و کدورت شخصی بوده است.

3-آنچه در مورد رابطه وی با امیر المومنین و فرستادگانش به کاشان و دیگر وقایع که در کتب غیرمعتبر و دست چندم نقل شده افسانه ای بیش نیست. قدمت این مطالب در نهایت به قرن هفتم می رسد.

4- ابولؤلؤ پس از قتل خلیفه در اواخر ذیحجه {بیست وششم} سال 23 به قتل رسید.

5-مقبره ابولؤلؤدر کاشان هیچ ربطی به وی نداردو احتمالاً قبر یکی از صوفیان قرن هفتم می باشد.  

*** مقاله مذکور از دیدگاه یک کلامی و با بررسی های سندی و نقد محتوایی وسندی روایات مربوطه بوده والبته قابل نقد تاریخی وحتی کلامی می باشد. در عین حال خواندن این مقاله توصیه می گردد.


[ یکشنبه 92/2/29 ] [ 10:40 عصر ] [ سیدناصر موسوی ] [ نظرات () ]
          

.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 1
بازدید دیروز: 10
کل بازدیدها: 24317